gapbook

چرا شفقت ورزی موثرتر از همدلی است؟

چرا شفقت ورزی موثرتر از همدلی است؟
همدلی و شفقت با هم تفاوت دارند. هر یک از این دو بخش های متفاوتی از مغز را فعال می کنند. با همدلی کردن، ما در رنج کشیدن دیگران شریک می شویم اما کار موثری برای کمک به آن ها انجام نمی دهیم؛ اما با شفقت ورزی، ما یک قدم از احساس همدلی فراتر می رویم و از خودمان می پرسیم “چگونه می توانم کمک کنم؟”. آگاه بودن به تفاوت میان همدلی و شفقت، به ما کمک می کند تا به طور موثرتری در شرایط سخت، به دیگران کمک کنیم.

-تفاوت های همدلی و شفقت:

● همدلی تکانشی است اما شفقت تعمدی:
همدلی به عنوان واکنشی اتوماتیک در روان شناسی شناخته می شود که ناحیه تولید آن مراکز هیجانات در مغز است. احساسات، افکار و تصمیم گیری های همدلانه غالبا در سطح ناهوشیار تولید می شوند. این بدین معناست که ما نسبت به این تصمیم گیری ها کم تر آگاه هستیم.
شفقت ورزی، تعمدی است و در مراکز شناختی مغز تولید می شود. احساسات، افکار و تصمیم گیری های مشفقانه از فیلتر های سطح هوشیار گذر می کنند. این بدین معناست که ما می توانیم هنگام شفقت ورزی، دانسته و تعمدا، تصمیم بگیریم.

● همدلی تفرقه انداز است اما شفقت وحدت بخش.

فرد همدل به شریک شدن در رنج دیگران (خصوصا افراد نزدیک) تمایل دارد. اما همدلی محدود است. زمانی که نوبت به کمک به یک فرد بیگانه که در حال رنج کشیدن است می رسد، مغز ما آن فرد را به عنوان تهدیدی برای هویت اجتماعی خود تلقی می کند. به همین خاطر تمایلی به کمک به او نشان نمی دهد.
فرد مشفق دوست دارد صرف نظر از هویت فردی و اجتماعی افراد، در رنج کشیدن آن ها شریک شود. او همه انسان ها را فارغ از رنگ، فرهنگ، مذهب و… ارزشمند می شمارد و همچنین تلاش می کند تا رفتار های نوع دوستانه را در میان جامعه و اطرافیان گسترش دهد.

● همدلی خنثی و بی حرکت است اما شفقت پویاست.

با وجود اینکه همدلی کردن می تواند در ابتدا حس خوبی به ما ببخشد اما بعد از مدتی ممکن است این  حس را به ما القا کند که غیر مفید هستیم. در واقع زمانی که ما با دیگران همدلی می کنیم و مانند آن ها رنج می کشیم، رفتار منفعلانه ای داریم. این انفعال و همچنین فکر کردن به اینکه هیچ کاری از دست ما بر نمی آید می تواند ما را به تجربه افسردگی نزدیک کند.
بالعکس، شفقت ورزی سازنده است. زیرا که به عمل ختم می شود. افرادی که رفتاری مشفقانه دارند، سعی می کنند هیجانات خود را به عمل تبدیل کنند و کار موثری برای تغییر شرایط انجام دهند. پویایی و تلاش این افراد نه تنها حس مفید بودن را در خودشان تقویت می کند بلکه باعث ایجاد همکاری، اطمینان و وفاداری در میان اطرافیان می شود.

تا این جا با اهمیت داشتن رفتار مشفقانه در شرایط بحرانی آشنا شدیم. حتما از خود می پرسید “آیا ممکن است به فرد مشفق تری تبدیل شد؟” پاسخ مثبت است. خوشبختانه شفقت یک واکنش غریزی و کاملا هیجانی نیست که نشود آن را آموخت. مهارت شفقت ورزی مانند هر مهارت دیگری آموختنی و قابل توسعه است. اگر دوست دارید به فرد مشفق تری تبدیل شوید، در مقاله بعدی همراه ما باشید.

جمع‌آوری مطالب: مهربان جورابلو

مشاهده منبع

چرا شفقت ورزی موثرتر از همدلی است؟

چرا شفقت ورزی موثرتر از همدلی است؟

همدلی و شفقت با هم تفاوت دارند. هر یک از این دو بخش های متفاوتی از مغز را فعال می کنند. با همدلی کردن، ما در رنج کشیدن دیگران شریک می شویم اما کار موثری برای کمک به آن ها انجام نمی دهیم؛ اما با شفقت ورزی، ما یک قدم از احساس همدلی فراتر می رویم و از خودمان می پرسیم “چگونه می توانم کمک کنم؟”. آگاه بودن به تفاوت میان همدلی و شفقت، به ما کمک می کند تا به طور موثرتری در شرایط سخت، به دیگران کمک کنیم.

تفاوت های همدلی و شفقت:

● همدلی تکانشی است اما شفقت تعمدی.

همدلی به عنوان واکنشی اتوماتیک در روان شناسی شناخته می شود که ناحیه تولید آن مراکز هیجانات در مغز است. احساسات، افکار و تصمیم گیری های همدلانه غالبا در سطح ناهوشیار تولید می شوند. این بدین معناست که ما نسبت به این تصمیم گیری ها کم تر آگاه هستیم.
شفقت ورزی، تعمدی است و در مراکز شناختی مغز تولید می شود. احساسات، افکار و تصمیم گیری های مشفقانه از فیلتر های سطح هوشیار گذر می کنند. این بدین معناست که ما می توانیم هنگام شفقت ورزی، دانسته و تعمدا، تصمیم بگیریم.

● همدلی تفرقه انداز است اما شفقت وحدت بخش.

فرد همدل به شریک شدن در رنج دیگران (خصوصا افراد نزدیک) تمایل دارد. اما همدلی محدود است. زمانی که نوبت به کمک به یک فرد بیگانه که در حال رنج کشیدن است می رسد، مغز ما آن فرد را به عنوان تهدیدی برای هویت اجتماعی خود تلقی می کند. به همین خاطر تمایلی به کمک به او نشان نمی دهد.
فرد مشفق دوست دارد صرف نظر از هویت فردی و اجتماعی افراد، در رنج کشیدن آن ها شریک شود. او همه انسان ها را فارغ از رنگ، فرهنگ، مذهب و… ارزشمند می شمارد و همچنین تلاش می کند تا رفتار های نوع دوستانه را در میان جامعه و اطرافیان گسترش دهد.

● همدلی خنثی و بی حرکت است اما شفقت پویاست.

با وجود اینکه همدلی کردن می تواند در ابتدا حس خوبی به ما ببخشد اما بعد از مدتی ممکن است این  حس را به ما القا کند که غیر مفید هستیم. در واقع زمانی که ما با دیگران همدلی می کنیم و مانند آن ها رنج می کشیم، رفتار منفعلانه ای داریم. این انفعال و همچنین فکر کردن به اینکه هیچ کاری از دست ما بر نمی آید می تواند ما را به تجربه افسردگی نزدیک کند.
بالعکس، شفقت ورزی سازنده است. زیرا که به عمل ختم می شود. افرادی که رفتاری مشفقانه دارند، سعی می کنند هیجانات خود را به عمل تبدیل کنند و کار موثری برای تغییر شرایط انجام دهند. پویایی و تلاش این افراد نه تنها حس مفید بودن را در خودشان تقویت می کند بلکه باعث ایجاد همکاری، اطمینان و وفاداری در میان اطرافیان می شود.

تا این جا با اهمیت داشتن رفتار مشفقانه در شرایط بحرانی آشنا شدیم. حتما از خود می پرسید:      “آیا ممکن است به فرد مشفق تری تبدیل شد؟” پاسخ مثبت است. خوشبختانه شفقت یک واکنش غریزی و کاملا هیجانی نیست که نشود آن را آموخت. مهارت شفقت ورزی مانند هر مهارت دیگری آموختنی و قابل توسعه است. اگر دوست دارید به فرد مشفق تری تبدیل شوید، در مقاله بعدی همراه ما باشید.

جمع‌آوری مطالب: مهربان جورابلو

مشاهده منبع

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.