gapbook

لایو لذت یادگیری ؛ معرفی کتاب بی حد و مرز

به طور کلی مباحثی که در این کتاب مطرح میشه به ما کمک می کنه عملکرد بهتری داشته باشیم، ازمغزمون بهتر و بیشتر استفاده کنیم و در نهایت بتونیم رشد کنیم و یادگیری عمیق تر و موثر تر داشته باشیم.

خب حالا سوالی که ممکن پیش بیاد اینکه ما چه نیازی به این راهکارها برای یادگیری داریم؟

ما انسان ها در قرن ۲۱ در شرایط و دوره ای زندگی می کنیم که به دلیل پیشرفت تکنولوژی مرتبا و به سرعت در معرض حجم زیادی از داده ها و اطلاعات و قرار گرفته ایم و این سیل عظیم از اطلاعات و دیتا باعث شده که ما نتونیم در موضوعی عمیق بشیم و یادگیری عمیق و موثری داشته باشیم.

مدام حواس ما توسط این اطلاعات پرت میشه و ما اصلا فرصت پردازش و به خاطر سپاری اطلاعات را نداریم و مرتب همه چیز فراموش میشه.

همین موضوع که با اینکه به حجم زیادی از اطلاعات دسترسی داریم ولی در نهایت دستمون خالی است و نکته مهم تر اینکه وقتی ما  داده ها را تجزیه و تحلیل و پردازش نمی کنیم به تبع نتیجه گیری هم نداریم و بدون فکر از نتایج بقیه استفاده می کنیم.

پیشرفت تکنولوژی با تمام مواهبی که برای ما دارد اما اگر ما مهارت یادگیری را در خودمان پرورش ندهیم باعث میشه فرصت فهمیدن و لذت یادگیری عمیق را از دست بدهیم. اگر در مسیر یادگیری عمیق قدم نگذاریم به واسطه این حجم از اطلاعات و دیتا غرق می شویم و ما می مانیم و کلی فایل و پادکست گوش نکرده، کتاب های نخوانده، دوره هایی که شرکت کردیم اما هیچ وقت مرور نشدن و ….

نکته مهمی که باید بهش توجه کنیم این که مغز ما  برای یادگیری طراحی شده و هرچی ما از مغزمون بیشتر استفاده کنیم مغز بیشتری برای استفاده داریم. در بحث یادگیری نباید سریع تسلیم بشیم باید به تلاش های مستمرمان ادامه بدیم چون یه خاصیتی که مغز ما دارد این است که با توجه به تجربه ها و محیط و شرایط ما می تواند خودش را تغییر بدهد؛ مدار ها و سیناپس های تازه و جدیدی را ایجاد کند.(اشاره به بحث نوروپلاستیستی: مغزی که خود را تغییر می دهد. اپیزود دوم پادکست کندل)

نکته بسیار مهم و کلیدی در بحث یادگیری این است که وقتی وارد پروسه یادگیری یک موضوعی میشیم باید در برابر ندانستن ها و نتوانستن ها تاب بیاریم. به قول دکتر مکری یه جاهایی در مسیر یادگیری و تلاش ها به نقطه ای می رسیم که همه چیز برامون کسالت بار و خسته کننده و ملالت آور میشه اینجا دقیقا همون نقطه ای که باید تاب بیاوریم و ادامه بدیم،ادامه بدیم تا در نهایت جوانه های خلاقیت و رشد و پیشرفت در خودمون ببینیم.

بحث انگیزه و شوق و علاقه در یادگیری:

نکته مهمی که وجود دارد این است که ما باید بدانیم که انگیزه ها دائمی نیستند یک روز ممکن است انرژی بالایی داشته باشیم و کلی کار انجام بدیم ولی یه روز هم ممکن انرژیمون پایین باشه و نتونیم برنامه ای که داشتیم را درست جلو ببریم. رویای آدم اگر همیشه با انگیزه بودن باشه باعث میشه وقتی کم انرژی هستیم خودمون رو تحقیر و سرزنش کنیم و وقتی حالمون خوب نباشه در واقع با خودمون بی رحمانه رفتار می کنیم. باید بدانیم که ما  آدمیم و گاهی نیاز به استراحت داریم ،نیاز داریم بیشتر بخوابیم، نیاز داریم گاهی هیچ کاری انجام ندهیم با خودمون مهربان تر رفتار کنیم. و اگر بخواهیم در شرایطی که انرژی پایین داریم خودمون مجبور به انجام کاری کنیم ، می بینیم که کارمون بازدهی پایین دارد و پیشرفتی حاصل نشده است.

مراقب باشیم بین این دوران پرانرژی بودن و کم انرژی بودن تعادل برقرار کنیم.

نکته کلیدی و خیلی مهم که باید خاطرمان باشد این است که عشق و علاقه کشف کردنی نیست، عشق و علاقه ساختنی است.

اینطور نیست که ما بریم و شروع کنیم به کشف کردن اینکه ما در چه زمینه ای عشق و علاقه داریم. درسته که ما ممکن است در زمینه ای پتانسیل بیشتری داشته باشیم و آهنگ رشدمون بیشتر باشد و این موضوع را به مرور و طی تجربه متوجه می شویم اما از یه جایی به بعد ما باید خودمان این علاقه را بسازیم و این به خلاقیت ما مربوط می شود.

گاهی محیط، مثل یک استاد با سواد، حمایتگر، استادی که فن بیان خوبی دارد و آدم موثری هست این علاقه را ایجاد می کند. گاهی هم برعکس یک استاد عصبی و تند علاقه ما رو کم می کند. ما باید خودمون یک فضایی را ایجاد کنیم که بتوانیم بهتر و عمیق تر یادگیری داشته باشیم.(ارجاع به اپیزود یادگیری پادکست جا فکری)

یکی از مواردی که خیلی کمک می کند به ایجاد علاقه ارتباط با استاد، اینکه سرتایم سرکلاس باشیم، فعال باشیم، سوال بپرسیم، در کارهای داوطلبانه شرکت کنیم و …

نکته مهم بعدی که در ایجاد تمرکز و جلوگیری از حواسپرتی کمک می کند این است که مراقب باشیم در این دوره که ما به راحتی و آسانی و به سرعت به دیگران دسترسی داریم و می تونیم هر وقت خواستیم ارتباط بگیریم این انتظار را نداشته باشیم که دیگران هر موقع که ما پیام دادیم یا زنگ زدیم فورا جواب ما را بدهند و همچنین به خودمون حق بدیم که نباید هر وقت دیگران خواستند ما در دسترس و پاسخگو باشیم. اگر بخواهیم همیشه پاسخگو باشیم مرتب دچار حواسپرتی می شویم و از یادگیری و کار عمیق باز می مانیم.

تمرین 30 دقیقه جادویی

در هفته 30 دقیقه رژیم تکنولوژی بگیریم، دسترسی رو به گوشی، نت، وایفای و سایر دستگاه ها قطع کنیم در نتیجه این رژیم می بینیم که چقدر ایده های خلاقانه به ذهنمان می رسد.

  • اهمیت خواب در یادگیری ( ارجاع به لایو برای موفقیت بخوابیم)
  • تاثیر شگرف ورزش در یادگیری و پرورش مغز یادمان نرود.

سه سوال کلیدی و مهم

پرسیدن این سوال از خودمان و پاسخ دادن بهشان در ایجاد و حفظ انگیزه به ما کمک می کند.

۱. چطور می توانیم از آموخته هایمان استفاده کنیم؟( معنا بدیم به آنچه در حال یادگیریش هستیم.)

۲.  چرا باید از آموخته هایمان استفاده کنیم؟  (نگاه کاربردی و خلاق داشتن)

اینکه میبینیم عده ای با مدرک کارشناسی یا ارشد وارد بازار کار شدن و درآمد دارن ولی عده ای با مدارک بالاتر فرصت شغلی برایشان فراهم نشده یکی از دلایل می تواند همین نگاه کاربردی و خلاق داشتن باشد.

۳.  چه زمانی می توانم از آموخته هایم استفاده کنم؟

اینکه ما بدانیم کجا و در چه زمانی سوال بپرسیم و ایده بیان کنیم، هوشمندی ما را نشان می دهد.

گاهی قبل از اینکه آموخته ها به جان خودمون نشسته باشد و در ما ته نشین شده باشد می خواهیم سریع کلیپ بگیریم و به دیگران انتقال بدهیم که متوجه می شویم مورد استقبال قرار نمی گیرد چون خودمان هنوز درست نفهمیدیم، زندگیش نکردیم.

بی سوادی در قرن ۲۱، این نیست که ما سواد خواندن و نوشتن نداشته باشیم بلکه اینکه ما نتونیم آنچه را یاد گرفتیم از یاد ببریم و از نو یادبگیریم، خودمان را به روز رسانی نکنیم، به آنچه بلدیم متعصب باشیم. در حالی که ما انسانیم و می تونیم تغییر کنیم چون مدارهای مغزی ما می توانند تغییر کنند. ما فریز شده نیستیم.

 تکنیک یادداشت برداری

 یادداشت برداری، کپی کردن نیست، کلمه به کلمه را نوشتن رونویسی است نه یاداشت برداری.

 ابتدا ما باید مطلبی را که داریم یادمی گیریم را بخوانیم بعد به زبان خودمان برای خودمان توضیح بدیم مثل تدریس کردن به دیگران ؛ بعد با مطلب اصلی چک کنیم ببینیم کجا را یادمان رفت، کجا اشتباه گفتیم، کجا را نفهمیدیم و این پروسه مرور  و بازیابی را ادامه می دهیم تا به حد قابل قبولی برسیم.

و در نهایت یادداشت ها را مرور می کنیم:

دو نکته مهم در مورد کار عمیق:

۱. کار عمیق این نیست که ما ۲۴ ساعت باید متمرکز باشیم بلکه باید یک زمانی رو به مغز بدهیم که برای خودش  بین مطالب ارتباط برقرار کنه، با اطلاعات قبلی شبکه سازی کند.

۲. کار عمیق خود را تحلیل کنیم، ببینیم چقدر پیشرفت کردیم، ایراد و ضعف ها کجا هستند. تلاشی که کنترش تحلیل و ارزیابی باشد می تواند سکوی پرتاب برای ما باشد.

برای مشاهده ویدیو لایو کلیک کنید.

برای خرید کتاب “بی حد و مرز” اینجا کلیک کنید.

لایو لذت یادگیری : معرفی کتاب بی حد و مرز

به طور کلی مباحثی که در این کتاب مطرح میشه به ما کمک می کنه عملکرد بهتری داشته باشیم، از مغزمون بهتر و بیشتر استفاده کنیم و در نهایت بتونیم رشد کنیم و یادگیری عمیق تر و موثر تر داشته باشیم.

خب حالا سوالی که ممکن پیش بیاد اینکه ما چه نیازی به این راهکارها برای یادگیری داریم؟

ما انسان ها در قرن ۲۱ در شرایط و دوره ای زندگی می کنیم که به دلیل پیشرفت تکنولوژی مرتبا و به سرعت در معرض حجم زیادی از داده ها و اطلاعات و قرار گرفته ایم و این سیل عظیم از اطلاعات و دیتا باعث شده که ما نتونیم در موضوعی عمیق بشیم و یادگیری عمیق و موثری داشته باشیم.

مدام حواس ما توسط این اطلاعات پرت میشه و ما اصلا فرصت پردازش و به خاطر سپاری اطلاعات را نداریم و مرتب همه چیز فراموش میشه.

همین موضوع که با اینکه به حجم زیادی از اطلاعات دسترسی داریم ولی در نهایت دستمون خالی است و نکته مهم تر اینکه وقتی ما  داده ها را تجزیه و تحلیل و پردازش نمی کنیم به تبع نتیجه گیری هم نداریم و بدون فکر از نتایج بقیه استفاده می کنیم.

پیشرفت تکنولوژی با تمام مواهبی که برای ما دارد اما اگر ما مهارت یادگیری را در خودمان پرورش ندهیم باعث میشه فرصت فهمیدن و لذت یادگیری عمیق را از دست بدهیم. اگر در مسیر یادگیری عمیق قدم نگذاریم به واسطه این حجم از اطلاعات و دیتا غرق می شویم و ما می مانیم و کلی فایل و پادکست گوش نکرده، کتاب های نخوانده، دوره هایی که شرکت کردیم اما هیچ وقت مرور نشدن و ….

نکته مهمی که باید بهش توجه کنیم این که مغز ما  برای یادگیری طراحی شده و هرچی ما از مغزمون بیشتر استفاده کنیم مغز بیشتری برای استفاده داریم. در بحث یادگیری نباید سریع تسلیم بشیم باید به تلاش های مستمرمان ادامه بدیم چون یه خاصیتی که مغز ما دارد این است که با توجه به تجربه ها و محیط و شرایط ما می تواند خودش را تغییر بدهد؛ مدار ها و سیناپس های تازه و جدیدی را ایجاد کند.(اشاره به بحث نوروپلاستیستی: مغزی که خود را تغییر می دهد. اپیزود دوم پادکست کندل)

نکته بسیار مهم و کلیدی در بحث یادگیری این است که وقتی وارد پروسه یادگیری یک موضوعی میشیم باید در برابر ندانستن ها و نتوانستن ها تاب بیاریم. به قول دکتر مکری یه جاهایی در مسیر یادگیری و تلاش ها به نقطه ای می رسیم که همه چیز برامون کسالت بار و خسته کننده و ملالت آور میشه اینجا دقیقا همون نقطه ای که باید تاب بیاوریم و ادامه بدیم،ادامه بدیم تا در نهایت جوانه های خلاقیت و رشد و پیشرفت در خودمون ببینیم.

بحث انگیزه و شوق و علاقه در یادگیری:

نکته مهمی که وجود دارد این است که ما باید بدانیم که انگیزه ها دائمی نیستند یک روز ممکن است انرژی بالایی داشته باشیم و کلی کار انجام بدیم ولی یه روز هم ممکن انرژیمون پایین باشه و نتونیم برنامه ای که داشتیم را درست جلو ببریم. رویای آدم اگر همیشه با انگیزه بودن باشه باعث میشه وقتی کم انرژی هستیم خودمون رو تحقیر و سرزنش کنیم و وقتی حالمون خوب نباشه در واقع با خودمون بی رحمانه رفتار می کنیم. باید بدانیم که ما  آدمیم و گاهی نیاز به استراحت داریم ،نیاز داریم بیشتر بخوابیم، نیاز داریم گاهی هیچ کاری انجام ندهیم با خودمون مهربان تر رفتار کنیم. و اگر بخواهیم در شرایطی که انرژی پایین داریم خودمون مجبور به انجام کاری کنیم ، می بینیم که کارمون بازدهی پایین دارد و پیشرفتی حاصل نشده است.

مراقب باشیم بین این دوران پرانرژی بودن و کم انرژی بودن تعادل برقرار کنیم.

نکته کلیدی و خیلی مهم که باید خاطرمان باشد این است که عشق و علاقه کشف کردنی نیست، عشق و علاقه ساختنی است.

اینطور نیست که ما بریم و شروع کنیم به کشف کردن اینکه ما در چه زمینه ای عشق و علاقه داریم. درسته که ما ممکن است در زمینه ای پتانسیل بیشتری داشته باشیم و آهنگ رشدمون بیشتر باشد و این موضوع را به مرور و طی تجربه متوجه می شویم اما از یه جایی به بعد ما باید خودمان این علاقه را بسازیم و این به خلاقیت ما مربوط می شود.

گاهی محیط، مثل یک استاد با سواد، حمایتگر، استادی که فن بیان خوبی دارد و آدم موثری هست این علاقه را ایجاد می کند. گاهی هم برعکس یک استاد عصبی و تند علاقه ما رو کم می کند. ما باید خودمون یک فضایی را ایجاد کنیم که بتوانیم بهتر و عمیق تر یادگیری داشته باشیم.(ارجاع به اپیزود یادگیری پادکست جا فکری)

یکی از مواردی که خیلی کمک می کند به ایجاد علاقه ارتباط با استاد، اینکه سرتایم سرکلاس باشیم، فعال باشیم، سوال بپرسیم، در کارهای داوطلبانه شرکت کنیم و …

نکته مهم بعدی که در ایجاد تمرکز و جلوگیری از حواسپرتی کمک می کند این است که مراقب باشیم در این دوره که ما به راحتی و آسانی و به سرعت به دیگران دسترسی داریم و می تونیم هر وقت خواستیم ارتباط بگیریم این انتظار را نداشته باشیم که دیگران هر موقع که ما پیام دادیم یا زنگ زدیم فورا جواب ما را بدهند و همچنین به خودمون حق بدیم که نباید هر وقت دیگران خواستند ما در دسترس و پاسخگو باشیم. اگر بخواهیم همیشه پاسخگو باشیم مرتب دچار حواسپرتی می شویم و از یادگیری و کار عمیق باز می مانیم.

تمرین 30 دقیقه جادویی

در هفته 30 دقیقه رژیم تکنولوژی بگیریم، دسترسی رو به گوشی، نت، وایفای و سایر دستگاه ها قطع کنیم در نتیجه این رژیم می بینیم که چقدر ایده های خلاقانه به ذهنمان می رسد.

  • اهمیت خواب در یادگیری ( ارجاع به لایو برای موفقیت بخوابیم)
  • تاثیر شگرف ورزش در یادگیری و پرورش مغز یادمان نرود.

سه سوال کلیدی و مهم

پرسیدن این سوال از خودمان و پاسخ دادن بهشان در ایجاد و حفظ انگیزه به ما کمک می کند.

۱. چطور می توانیم از آموخته هایمان استفاده کنیم؟( معنا بدیم به آنچه در حال یادگیریش هستیم.)

۲.  چرا باید از آموخته هایمان استفاده کنیم؟  (نگاه کاربردی و خلاق داشتن)

اینکه میبینیم عده ای با مدرک کارشناسی یا ارشد وارد بازار کار شدن و درآمد دارن ولی عده ای با مدارک بالاتر فرصت شغلی برایشان فراهم نشده یکی از دلایل می تواند همین نگاه کاربردی و خلاق داشتن باشد.

۳.  چه زمانی می توانم از آموخته هایم استفاده کنم؟

اینکه ما بدانیم کجا و در چه زمانی سوال بپرسیم و ایده بیان کنیم، هوشمندی ما را نشان می دهد.

گاهی قبل از اینکه آموخته ها به جان خودمون نشسته باشد و در ما ته نشین شده باشد می خواهیم سریع کلیپ بگیریم و به دیگران انتقال بدهیم که متوجه می شویم مورد استقبال قرار نمی گیرد چون خودمان هنوز درست نفهمیدیم، زندگیش نکردیم.

بی سوادی در قرن ۲۱، این نیست که ما سواد خواندن و نوشتن نداشته باشیم بلکه اینکه ما نتونیم آنچه را یاد گرفتیم از یاد ببریم و از نو یادبگیریم، خودمان را به روز رسانی نکنیم، به آنچه بلدیم متعصب باشیم. در حالی که ما انسانیم و می تونیم تغییر کنیم چون مدارهای مغزی ما می توانند تغییر کنند. ما فریز شده نیستیم.

 تکنیک یادداشت برداری

 یادداشت برداری، کپی کردن نیست، کلمه به کلمه را نوشتن رونویسی است نه یاداشت برداری.

 ابتدا ما باید مطلبی را که داریم یادمی گیریم را بخوانیم بعد به زبان خودمان برای خودمان توضیح بدیم مثل تدریس کردن به دیگران ؛ بعد با مطلب اصلی چک کنیم ببینیم کجا را یادمان رفت، کجا اشتباه گفتیم، کجا را نفهمیدیم و این پروسه مرور  و بازیابی را ادامه می دهیم تا به حد قابل قبولی برسیم.

و در نهایت یادداشت ها را مرور می کنیم:

دو نکته مهم در مورد کار عمیق:

۱. کار عمیق این نیست که ما ۲۴ ساعت باید متمرکز باشیم بلکه باید یک زمانی رو به مغز بدهیم که برای خودش  بین مطالب ارتباط برقرار کنه، با اطلاعات قبلی شبکه سازی کند.

۲. کار عمیق خود را تحلیل کنیم، ببینیم چقدر پیشرفت کردیم، ایراد و ضعف ها کجا هستند. تلاشی که کنترش تحلیل و ارزیابی باشد می تواند سکوی پرتاب برای ما باشد.

برای مشاهده ویدیو لایو کلیک کنید.

برای خرید کتاب “بی حد و مرز” اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.