gapbook

چرا انگیزه نداریم؟

شما احتمالا مشکلی با بازی های کامپیوتری یا گشتن در شبکه های مجازی ندارید، حتی تردیدی نیست میتوانید هر دو را همزمان تا ساعتها بدون از دست دادن تمرکزتان، انجام دهید.

اما نیم ساعت درس خواندن چی؟ این احتمالا خیلی سخت باشه. یا مثلا وقت گذاشتن برای یک پروژه؟ نه! زیاد جالب به نظر نمیاد!

با اینکه شما میدونید که درس خواندن، کار کردن روی پروژه های کاری، ورزش کردن یا هر چیز کارآمد دیگری برای شما سود بیشتری در طولانی مدت دارد اما شما باز بازی های کامپیوتری و صرف وقت در فضای مجازی را ترجیح می دهید.

به نظر میرسد که دلیل این ترجیح، روشن است؛ یک کار، ساده است و انرژی زیادی از شما نمیگیرد در حالی که فعالیتی مثل ورزش و … مشکل است و نیاز است تا از خود کار بکشید.

اما چرا به نظر میرسد، برخی آدم ها مشکلی با درس خواندن، ورزش کردن یا کار روی پروژه ها به شکل مداوم ندارند؟ بنابراین چند سوال را میپرسیم:

چرا برخی آدم ها برای انجام کار های دشوار، انگیزه بیشتری دارند؟ آیا راهی هست که انجام کار های سخت را آسان کند؟

برای پاسخ به این سوالات باید به ماده ای در مغز که یک فرا رسان عصبی است نگاهی بیندازیم…دوپامین

دوپامین را معمولا به عنوان یک ملکول لذت میشناسید اما این دقیقا کاری نیست که انجام میدهد؛ دوپامین در واقع چیزی است که باعث میشود ما مشتاق باشیم و این اشتیاق است که  انگیزه کافی برای بلند شدن و انجام کار ها را میدهد.

اگر مطمئن نیستید که دوپامین چقدر قدرتمند است، یک آزمایش را که دانشمندان بر موش ها انجام دادند، با هم ببینیم:

محققان، الکترود هایی را داخل مغز موش ها قرار دادند و اهرمی جلوی موش ها گذاشتند، هر موقع که موش اهرم را میکشید، دوزی از دوپامین به آن تزریق میشد، نتیجه آن شد که موش ها اشتیاق بسیار شدیدی برای کشیدن اهرم به دست آوردند و تا ساعتها  اهرم را میکشیدند! موش ها حتی حاضر نبودند که بخوابند، آنها انقدر اهرم را کشیدند که از خستگی بیهوش شدند!

بعد، این پروسه را برعکس کردند، محققین جلوی ترشح دوپامین را در موش ها گرفتند، در نتیجه ی این کار موش ها انقدر سست شدند که حتی حال بلند شدن برای آب خوردن نداشتند! آنها حتی نمیخواستند که جفت گیری کنند، هیچ اشتیاقی به انجام هیچ کار دیگری را نداشتند، در واقع آنها میل به زندگی را از دست دادند.

اما وقتی غذا در دهان آنها مستقیما داده میشد، باز از خوردن لذت میبردند، آنها انگیزه بلند شدن و اینکه خودشان غذا بخورند را نداشتند! شاید فکر کنید که تشنگی یا گرسنگی است که به ما انگیزه میدهد که به دنبال غذا یا آب برویم اما دوپامین هم اینجا نقش کلیدی ایفا میکند.

میشود همین تاثیرات مشابه دوپامین را در مغز انسان و زندگی روزمره دید. حقیقت این است که مغز ما، اولویت انجام کار ها را بر اساس دوپامینی که قرار است به خاطر آنها دریافت کند، توسعه میدهد.

اگر فعالیتی دوپامین کمی تولید کند، شما انگیزه کافی برای انجام آن را ندارید و برعکس اگر فعالیتی به اندازه کافی دوپامین تولید کند، شما میخواهید آن را مدام تکرار کنید.

بنابراین باید پرسید چه رفتار ها و فعالیت هایی، دوپامین تولید میکنند؟

 هر فعالیتی که شما میدانید درست بعد از انجام آن، پاداش میگیرید؛ اما اگر بدانید که پاداش سریع بعد از انجام آن کار وجود ندارد، مغز شما دوپامین ترشح نمیکند.

مغز، قبل از خوردن فست فود،کیک شکلاتی….، دوپامین ترشح میکند چون میداند که غذا قرار است خیلی سریع حال شما را خوب کند حتی اگر در طولانی مدت برای شما مضر باشد!

مغز اهمیت نمیدهد که فعالیتی که دوپامین بالا تولید میکند؛ خوب است یا بد، مغز فقط به دوپامین فکر میکند.

مثال این مسئله میتواند کسی باشد که درگیر اعتیاد است، فرد میداند که کاری که میکند برای او خوب نیست اما باز داروی بیشتری میخواهد، دارو یا انواع مواد مخدر، حجم غیر طبیعی و زیادی از دوپامین تولید میکنند در نتیجه باعث میشوند شما مدام بیشتر از آنها  بخواهید.

البته باید گفت که تقریبا همه چیز، مقداری دوپامین تولید میکند. حتی نوشیدن آب وقتی تشنه هستیم اما همانطور که گفته شد ما به دنبال بالاترین دوز دوپامین هستیم که زمانی اتفاق میفتد که سریع پاداش میگیریم.

این مثل دستگاه های جایزه شهربازی  میماند، حتی اگر شما پول از دست داده باشید باز میخواهید بازی را تکرار کنید چون منتظر گرفتن جایزه ای هستید که درست روبه روی شماست!

 در این دنیای مدرن، ما روزانه حجم غیرطبیعی از دوپامین را دریافت میکنیم حتی اگر متوجه آنها نشویم.مثل وقت گذرانی در شبکه های مجازی، ساعتها دیدن سریال و …؛ ما منتظر پاداش هستیم برای این است که مدام گوشی های خود را چک میکنیم، ما منتظر یک پیام هستیم و میدانیم که بالاخره قرار است پیامی را دریافت کنیم. ما مثل موش های آزمایشگاه هستیم که مدام اهرمی را میکشیدند چون نیازمند دوپامین بودند.

ممکن است حالا بگویید “خوب که چی!! اینطوری نیست که برای من مضر باشد!”

 باید بگوییم که اشتباه میکنید!

بدن ما سیستمی به نام هومئوستازی(هم ایستایی)، دارد به این معنی است که بدن ما دوست دارد؛ تمام شرایط شیمیایی و فیزیکی در داخل بدن را در یک حالت تعادل نگه دارد؛ بنابراین اگر اتفاقی، تعادل بدن را بهم بزند، بدن، خود را با آن سازگار میکند.

مثلا وقتی هوا سرد است، دمای بدن ما پایین می آید، در نتیجه ما شروع به لرزیدن میکنیم تا حرارت تولید کنیم و گرم شویم و برعکس وقتی هوا گرم شود، ما عرق میکنیم تا حرارت را کم کنیم. در واقع بدن میخواهد دما را در محدوده ۳۷ درجه حفظ کند.

اما چیز دیگری که باعث میشود هومئوستاز خود را آشکار کند، از طریق “تحمل و تاب آوری” است؛ مثلا کسی که سالها در سیبری زندگی میکند، میتواند شرایط آب و هوایی را که برای فردی در هند، سرد است به راحتی تحمل کند. در واقع بدن، خود را با آن شرایط مطابقت داده است.

و این اتفاقی است که برای دوپامین هم میفتد. بدن شما میخواهد تعادل را برقرار کند بنابراین میزان گیرنده های دوپامین را کاهش میدهد و شما به داشتن دوز بالایی از دوپامین عادت میکنید و حجم بالای دوپامین در بدن برای شما عادی میشود و دچار تاب آوری دوپامین میشوید و این مشکل بزرگی است چون شما دیگر به فعالیت هایی که به همان اندازه به شما دوپامین نمیرسانند، علاقه نشان نمیدهید و خیلی سختتر میتوانید به خودتان انگیزه انجام آنها را بدهید.

آنها حوصله سر بر به نظر می آیند چون در مقایسه با فعالیت های دنیای مدرن، دوپامین کافی تولید نمیکنند.

علت اینکه افراد درگیر اعتیاد به مواد مخدر، بسیار سخت میتوانند ترک کنند هم همین است؛ آنها انقدر دوپامین بالا دریافت کردند که زندگی عادی برای آنها بی معنی است و این مسئله فقط در مورد این افراد نیست، فردی که اعتیاد به بازی های کامپیوتری، شبکه های اجتماعی و … دارد، همین حس را تجربه میکند.

وقتی میزان تحمل و تاب آوری دوپامین بالا برود، دیگر نمیشود از فعالیت هایی که کمتر دوپامین تولید میکنند لذت برد.

پس احتمالا این سوال را میپرسید: آیا میشود کاری کرد؟؟

اگر میخواهید راه حل را بفهمید، مقاله پاک سازی دوپامین را بخوانید!

جمع‌آوری و ترجمه مطالب: مهشاد شرع الاسلام

مشاهده منبع

چرا انگیزه نداریم؟

شما احتمالا مشکلی با بازی های کامپیوتری یا گشتن در شبکه های مجازی ندارید، حتی تردیدی نیست میتوانید هر دو را همزمان تا ساعتها بدون از دست دادن تمرکزتان، انجام دهید.

اما نیم ساعت درس خواندن چی؟ این احتمالا خیلی سخت باشه. یا مثلا وقت گذاشتن برای یک پروژه؟ نه! زیاد جالب به نظر نمیاد!

با اینکه شما میدونید که درس خواندن، کار کردن روی پروژه های کاری، ورزش کردن یا هر چیز کارآمد دیگری برای شما سود بیشتری در طولانی مدت دارد اما شما باز بازی های کامپیوتری و صرف وقت در فضای مجازی را ترجیح می دهید.

به نظر میرسد که دلیل این ترجیح، روشن است؛ یک کار، ساده است و انرژی زیادی از شما نمیگیرد در حالی که فعالیتی مثل ورزش و … مشکل است و نیاز است تا از خود کار بکشید.

اما چرا به نظر میرسد، برخی آدم ها مشکلی با درس خواندن، ورزش کردن یا کار روی پروژه ها به شکل مداوم ندارند؟ بنابراین چند سوال را میپرسیم:

چرا برخی آدم ها برای انجام کار های دشوار، انگیزه بیشتری دارند؟ آیا راهی هست که انجام کار های سخت را آسان کند؟

برای پاسخ به این سوالات باید به ماده ای در مغز که یک فرا رسان عصبی است نگاهی بیندازیم…دوپامین

دوپامین را معمولا به عنوان یک ملکول لذت میشناسید اما این دقیقا کاری نیست که انجام میدهد؛ دوپامین در واقع چیزی است که باعث میشود ما مشتاق باشیم و این اشتیاق است که  انگیزه کافی برای بلند شدن و انجام کار ها را میدهد.

اگر مطمئن نیستید که دوپامین چقدر قدرتمند است، یک آزمایش را که دانشمندان بر موش ها انجام دادند، با هم ببینیم:

محققان، الکترود هایی را داخل مغز موش ها قرار دادند و اهرمی جلوی موش ها گذاشتند، هر موقع که موش اهرم را میکشید، دوزی از دوپامین به آن تزریق میشد، نتیجه آن شد که موش ها اشتیاق بسیار شدیدی برای کشیدن اهرم به دست آوردند و تا ساعتها  اهرم را میکشیدند! موش ها حتی حاضر نبودند که بخوابند، آنها انقدر اهرم را کشیدند که از خستگی بیهوش شدند!

بعد، این پروسه را برعکس کردند، محققین جلوی ترشح دوپامین را در موش ها گرفتند، در نتیجه ی این کار موش ها انقدر سست شدند که حتی حال بلند شدن برای آب خوردن نداشتند! آنها حتی نمیخواستند که جفت گیری کنند، هیچ اشتیاقی به انجام هیچ کار دیگری را نداشتند، در واقع آنها میل به زندگی را از دست دادند.

اما وقتی غذا در دهان آنها مستقیما داده میشد، باز از خوردن لذت میبردند، آنها انگیزه بلند شدن و اینکه خودشان غذا بخورند را نداشتند! شاید فکر کنید که تشنگی یا گرسنگی است که به ما انگیزه میدهد که به دنبال غذا یا آب برویم اما دوپامین هم اینجا نقش کلیدی ایفا میکند.

میشود همین تاثیرات مشابه دوپامین را در مغز انسان و زندگی روزمره دید. حقیقت این است که مغز ما، اولویت انجام کار ها را بر اساس دوپامینی که قرار است به خاطر آنها دریافت کند، توسعه میدهد.

اگر فعالیتی دوپامین کمی تولید کند، شما انگیزه کافی برای انجام آن را ندارید و برعکس اگر فعالیتی به اندازه کافی دوپامین تولید کند، شما میخواهید آن را مدام تکرار کنید.

بنابراین باید پرسید چه رفتار ها و فعالیت هایی، دوپامین تولید میکنند؟

 هر فعالیتی که شما میدانید درست بعد از انجام آن، پاداش میگیرید؛ اما اگر بدانید که پاداش سریع بعد از انجام آن کار وجود ندارد، مغز شما دوپامین ترشح نمیکند.

مغز، قبل از خوردن فست فود،کیک شکلاتی….، دوپامین ترشح میکند چون میداند که غذا قرار است خیلی سریع حال شما را خوب کند حتی اگر در طولانی مدت برای شما مضر باشد!

مغز اهمیت نمیدهد که فعالیتی که دوپامین بالا تولید میکند؛ خوب است یا بد، مغز فقط به دوپامین فکر میکند.

مثال این مسئله میتواند کسی باشد که درگیر اعتیاد است، فرد میداند که کاری که میکند برای او خوب نیست اما باز داروی بیشتری میخواهد، دارو یا انواع مواد مخدر، حجم غیر طبیعی و زیادی از دوپامین تولید میکنند در نتیجه باعث میشوند شما مدام بیشتر از آنها  بخواهید.

البته باید گفت که تقریبا همه چیز، مقداری دوپامین تولید میکند. حتی نوشیدن آب وقتی تشنه هستیم اما همانطور که گفته شد ما به دنبال بالاترین دوز دوپامین هستیم که زمانی اتفاق میفتد که سریع پاداش میگیریم.

این مثل دستگاه های جایزه شهربازی  میماند، حتی اگر شما پول از دست داده باشید باز میخواهید بازی را تکرار کنید چون منتظر گرفتن جایزه ای هستید که درست روبه روی شماست!

 در این دنیای مدرن، ما روزانه حجم غیرطبیعی از دوپامین را دریافت میکنیم حتی اگر متوجه آنها نشویم.مثل وقت گذرانی در شبکه های مجازی، ساعتها دیدن سریال و …؛ ما منتظر پاداش هستیم برای این است که مدام گوشی های خود را چک میکنیم، ما منتظر یک پیام هستیم و میدانیم که بالاخره قرار است پیامی را دریافت کنیم. ما مثل موش های آزمایشگاه هستیم که مدام اهرمی را میکشیدند چون نیازمند دوپامین بودند.

ممکن است حالا بگویید “خوب که چی!! اینطوری نیست که برای من مضر باشد!”

 باید بگوییم که اشتباه میکنید!

بدن ما سیستمی به نام هومئوستازی(هم ایستایی)، دارد به این معنی است که بدن ما دوست دارد؛ تمام شرایط شیمیایی و فیزیکی در داخل بدن را در یک حالت تعادل نگه دارد؛ بنابراین اگر اتفاقی، تعادل بدن را بهم بزند، بدن، خود را با آن سازگار میکند.

مثلا وقتی هوا سرد است، دمای بدن ما پایین می آید، در نتیجه ما شروع به لرزیدن میکنیم تا حرارت تولید کنیم و گرم شویم و برعکس وقتی هوا گرم شود، ما عرق میکنیم تا حرارت را کم کنیم. در واقع بدن میخواهد دما را در محدوده ۳۷ درجه حفظ کند.

اما چیز دیگری که باعث میشود هومئوستاز خود را آشکار کند، از طریق “تحمل و تاب آوری” است؛ مثلا کسی که سالها در سیبری زندگی میکند، میتواند شرایط آب و هوایی را که برای فردی در هند، سرد است به راحتی تحمل کند. در واقع بدن، خود را با آن شرایط مطابقت داده است.

و این اتفاقی است که برای دوپامین هم میفتد. بدن شما میخواهد تعادل را برقرار کند بنابراین میزان گیرنده های دوپامین را کاهش میدهد و شما به داشتن دوز بالایی از دوپامین عادت میکنید و حجم بالای دوپامین در بدن برای شما عادی میشود و دچار تاب آوری دوپامین میشوید و این مشکل بزرگی است چون شما دیگر به فعالیت هایی که به همان اندازه به شما دوپامین نمیرسانند، علاقه نشان نمیدهید و خیلی سختتر میتوانید به خودتان انگیزه انجام آنها را بدهید.

آنها حوصله سر بر به نظر می آیند چون در مقایسه با فعالیت های دنیای مدرن، دوپامین کافی تولید نمیکنند.

علت اینکه افراد درگیر اعتیاد به مواد مخدر، بسیار سخت میتوانند ترک کنند هم همین است؛ آنها انقدر دوپامین بالا دریافت کردند که زندگی عادی برای آنها بی معنی است و این مسئله فقط در مورد این افراد نیست، فردی که اعتیاد به بازی های کامپیوتری، شبکه های اجتماعی و … دارد، همین حس را تجربه میکند.

وقتی میزان تحمل و تاب آوری دوپامین بالا برود، دیگر نمیشود از فعالیت هایی که کمتر دوپامین تولید میکنند لذت برد.

پس احتمالا این سوال را میپرسید: آیا میشود کاری کرد؟؟

اگر میخواهید راه حل را بفهمید، مقاله پاک سازی دوپامین را بخوانید! 

جمع‌آوری و ترجمه مطالب: مهشاد شرع الاسلام

مشاهده منبع

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.